تمام نمیدام ها
نداشتن ها
و چشمی که نکشیدی
ورق به ورق
دست نوشتی شدند
به پهنای پنجره ی ...
چه فرقی میکند
وقتی بسته است
هریس شدی
آتش زدی
ورق به ورق
تنی
که نه مال خودت بود
دستی
که نخوانده بودی
و تابوت ...
میدانم تو نمیبری
نداشتن ها
و چشمی که نکشیدی
ورق به ورق
دست نوشتی شدند
به پهنای پنجره ی ...
چه فرقی میکند
وقتی بسته است
هریس شدی
آتش زدی
ورق به ورق
تنی
که نه مال خودت بود
دستی
که نخوانده بودی
و تابوت ...
میدانم تو نمیبری
