تبليغاتX
برهنه

برهنه

مردی برای از دست دادن هر آنچه نداشت برهنگی پیشه کرد

ما چون دو دریچه ، رو به روی هم
آگاه ز هر بگو مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آینده

عمر آینه ی بهشت ، اما ...
آه

بیش از شب و روز تیره و دی كوتاه
اكنون دل من شكسته و خسته ست
زیرا یكی از دریچه ها بسته ست
نه مهر فسون ، نه ماه جادو كرد
نفرین به سفر ، كه هر چه كرد او كرد

م.امید

+ نوشته شده در  2008/8/31ساعت 0:18  توسط برهنه  |