تبليغاتX
برهنه - به همین سادگی

برهنه

مردی برای از دست دادن هر آنچه نداشت برهنگی پیشه کرد

ساده است نوازش سگی ولگرد
شاهد آن بودن که چگونه زیر غلتکی میرود، و گفتن که سگ من نبود

ساده است ستایش گلی
چیدنش و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد

ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتنش بی احساس عشقی، او را به خود وا نهادن و گفتن، که دیگر نمیشناسم اش

ساده است ارزشهای خود را شناختن
با دیگران زیستن به حساب ایشان و گفتن که من این چنینم

ساده است که چگونه میزی
باری زیستن سخت ساده است، و پیچیده نیز هم

شاملو

+ نوشته شده در  2008/7/23ساعت 15:25  توسط برهنه  |