تبليغاتX
برهنه - پیچ ۱

برهنه

مردی برای از دست دادن هر آنچه نداشت برهنگی پیشه کرد

سر و صورتم را اگر ندهم به کسي براي خودم بي ترديد
مي مياند اينکه دايره اي رسم کنم دور بعد از اين خودم
و رنگ کنم جمجمه هايي را که جمع کرده ام از احوالي موصل و کرکوک
اين جمجمه هم عاشق زاري بوده يا که نبوده به بهرام گور چه ربطي دارد ؟
و اين نامه اگر به دست او برسد / يکراست مي رود
و سان مي بيند از رژه ي ژنرال هايي که جز در جنگ عنکبوتي با خودشان / هرگز به تختخوابي در ته يک تونل بسته نشده اند .
بردار کلهت را / تا سرداران شکست خورده ي من
دوشيزه اي را ستايش کنند / که سر از شاهنامه درآورده .
تا لنه ي مار و مور شود / و کور شود چشمي که جز براي ديدن من
از حدقيه بيرون نيامده
ژنرال ها نيز مدال افتخارشان را به شانه مي کارند / با دست همين ديوانه اي که
از اين گور به آن گور پا به رار گذاشته
و تحت تعقيب هيچ مارمولکي
در عينکي بالتر از سياهي مخفي شده ست
شايد اين مگسي که در فنجان چاي من افتاده خوشبختي فرعوني را تضمين کند که منم
از دنده ي چپ بلند بلند مي شوم از تو به اکراه فاصله مي گيرم
پرچ مي شوم به پنجره اي که به استخوان هاي ته گودال ميخکوب شده
بپر / از منقار کوهي بپر که اسم خودش را پرنده گذاشته
تا کمي از سطح عمق و کمي از عمق سطح بخنديم
ميخي در سنگي اگر مه / در وسط ميز کار چرا فرو نکنم ؟
مرکز ثقل زمين از رژه ي مورچگاني معلوم مي شود
که به هواي موم و عسل به جسد هاي کلماتي چسبيده اند
که ورد زبان تو / به جان تو! بوده اند
تو از رژه ي ژنرال هايي بازديد کن که در جنگ تن به تن با خودشان
به جاي شير بز کوهي روزي دو سه بار / سر مي کشند
ليواني از شکست / شکستن / شکسته شدن را
من اگر نمي شکنم / مي شکنم شست دست فقط شکسته شدن را
و اين پل روگذر از هر کجا که بخواهم اگر چه نمي خواستم براي من آورده
مضمون هايي تراش نخورده که آخر شب روي زمين پخش و پل شده اند
با نک انبر هم اگر انتخاب کنم / کودکان فراري به کنار
کتاب هزار و يکشب من با و تا گريه - خنده هاي زنان خياباني چه طور کنار بيايد ؟
ديگر چه فرقي دارد / ندارد ؟ اگر امشب براي من
باز کني فرضا فرقت را از وسط
يا بتراشي ابروهايت را از ته
مرکز ثقل زمين من از خط زلزله مي جوشد
و اين چه ربطي به تو دارد؟
باباچاهی
+ نوشته شده در  2008/9/27ساعت 15:17  توسط برهنه  |